بازهم در محضر استاد جاوید کمی سرودیم
الحق و والانصاف که چون جاوید یافت می نشود دراین سراچه خالی از شعرو خیال و طنز و این حقیر سرا پا درگیر هر از چندگاهی که در سنتور نمای ایشان ... ببخشید تار نمای ایشان(در لیست تارنامه های این تارنامه موجود است) افتخار حضور میابم در ذیل سروده های استاد، سعی در سرودن می کنم که گاهی مقبول طبع ایشان واقع می شود از آن جمله در مدح مغزهای فراری است:
گروهی مغزهاشان آکبند است
گروهی لب به لب پر از چرند است
فراری گشته آن مغزی که فهمید
که اینجا فهم در بازار چند است
الا مغزی که دائم در فراری
اگر گیرم تو را پایت به بند است
چو علم و دانشت از حد فزون است
حضورت در دبی یا تایلند است
تلاشی بی جهت دارم دراین شعر
که مغزم در فرار از وزن و بند است
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 13:22 توسط مصطفی م
|