آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
از ۳۰ شهریور پارسال تا کنون این تصنیف برایمان شده سوگنامه و عجبا که با صدای خودش آن را می شنویم. صدایی که حکایت از دردی هزار ساله دارد اندوه میهن، که اندوه هماره او بود و امروز برای ما مردم دوستدارش اندوه اوست که می خواند:
امشب همه غم های عالم را خبر کن !
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن !
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین !
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین !
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین !
ای میهن، ای داد !
از آشیانت بوی خون می آورد باد !
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است !
آنجا چه آمد بر سر آن سروآزاد ؟
ای میهن، ای غم !
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم !
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق ؟
مرغی که می خواند
مرغی که می خواست
پرواز باشد …
ای میهن، ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمین گیر !
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها .
ای میهن ! در اینجا سینه ی من چون تو زخمی است ...
در اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد ،
دمادم، دمادم ...
بالای سنگ مزار استاد نیز نوشته اند " سرو آزاد "

سرو آزاد در میان ما نیست اما روحش و طنین پر شور سازش در وجود ما و در زندگی ما جاریست .
شعر زیبای ققنوس اثر استاد مشکاتیان:
پرندهي سپيدبال ، سرخچشم ، تيز پر
ققنوس آتش و خون ( آزادی )
نو رسیده ی بلند آشیان پر هراس
لحظه ای درنگ ، ز بام ما مپر
ببین
لولیان شهر برایت ترانه می سازند ؛
ببین
کودکان شهر از تک بوته های آزادی برایت آشیانه می سازند ؛
لحظه ای درنگ ، ز بام ما مپر ...
پی نوشت:
- ۲۷ شهریور در تالار وحدت مراسم بزرگداشت استاد با حضور خانواده شجریان ، مشکاتیان و بزرگانی چون دکتر شفیعی کدکنی برگزار شد.
- فردا همزمان با سالروز در گذشت استاد در نیشابور از مجسمه وی در مزارش مجاور عطار بزرگ رونمایی خواهد شد دوستانی که امکان سفر دارند مراجعه کنند.




